جنگ زمان و تولد دکتر
عنوان اپیزود: day of the doctor
نویسنده:استیون موفات
کارگردان: نیک هوران
بازیگران: مت اسمیت- دیوید تننت- جان هرت- جنا کولمن- بیلی پایپر و …..
موسیقی: مورای گلد
مدت زمان:۷۷ دقیقه
خلاصه داستان: سه دکتر با هم ملاقات میکنند تا سرنوشت گلفری و زمین را تصمیم بگیرند.
منتقد: علیرضا تیزرو
از ساعت ۱۷:۱۵ (به وقت گرینویچ) روز ۲۳ نوامبر سال ۱۹۶۳ که دکتر هو متولد شد تا به امروز، سالگرد پنجاه سالگی شاید مهمترین و بهترین مناسبت برای ساخت اپیزودی ویژه برای سریال بوده است. اپیزودی برای پاسداشت پنجاه سال خاطره و لذت طی چندین نسل متمادی از هوادارانی که سریال را در دورهها و فراز و نشیبهای گوناگون دنبال کردهاند.
تصور این که تولید و پخش یک سریال -آن هم در دسته بندی علمی-تخیلی- پنجاه سال ادامه پیدا کند (البته نه کاملا مستمر و با چند سال توقف) به اندازهی کافی سخت است، حال اگر سالهای زیادی از این پنج دهه با در اوج بودن و رضایت مخاطب همراه بوده باشد دیگر دست نیافتنی به نظر میرسد. بی بی سی هم با همهی سخت گیریهایش ساخت اپیزودی ویژه برای این پنجاه سالگی دست نیافتنی را به استیون موفاتی سپرد که سریال را پس از سرگیری دوباره در سال ۲۰۰۵ به اوج محبوبیت در بریتانیا و سایر نقاط دنیا رسانده بود. “روز دکتر” در ساعت ۱۹:۵۰ (به وقت گرینویچ) شنبه ۲۳ نوامبر پخش شد و با پخش همزمان در ۹۴ کشور جهان در شش قاره و به ۱۵ زبان گوناگون موفق به ثبت رکورد جهانی گینس در پخش یک درام تلویزیونی شد و به واقع نزدیکترین چیزی بود که دکترهو به یک فیلم بلاکباستر داشته است.

برای نقد اپیزود پنجاه سالگی اولین و مهمترین نکته این است که آیا اپیزود “روز دکتر” صرفا برای شرایطی که در آن قرار داشت (سالگرد پنجاه سالگی، حضور دکترها و بازیگران قدیمی و …) پر بیننده و به یاد ماندنی شد یا خود اپیزود به طور مستقل هم قابل دفاع بود؟
اگر شرایط سختی که استیون موفات برای نوشتن این اپیزود داشت را درنظر بگیریم ، از جمله عدم اطمینان از حضور تقریبا تمامی بازیگران غیر از جنا کلمن و حاضر نشدن اکلسون برای بازگشت به سریال و … قطعا اپیزودی ضعیف تر از این هم باید بینندگان راضی می کرد. ولی نیازی به این نگاه آسان گیر نیست، “روز دکتر” با دیدی منصفانه و حتی سختگیرانه درخور پنجاه سالگی سریال بود و علاوه بر برآوردن کف مطالبات بینندگان برای این اپیزود بسیار ویژه چیزهایی فراتر از ان هم به یادگار گذاشت.
خاطره انگیز بودن، مفرح بودن، ایده و اجرای کم ایراد، حضور درخور و شایستهی دکترها و بازیگرهای قدیمی که به مقتضیات داستان هم بخورد و چیزهای مشابه شاید کف مطالبات بسیاری از بیننده گان از این اپیزود بود. موفات علاوه بر برآوردن این انتظارات هدیه هایی مثل یک دکتر جدید و به یاد ماندنی (جان هرت در نقش دکتر جنگ) و نجات گلفری و تایم لرد ها را تقدیم سریال کرد.
شاید درصد کمی از مخاطبان از این اپیزود انتظار چالش بزرگ داستانی ، یا ایده ای علمی-تخیلی فوق العاده را داشتند که برای یک اپیزود با جنبه ی یادبود که با عناصر و بازیگر ها و هیولاهای زیاد در چند زمان مختلف با روایتی موازی دست و پنجه نرم می کند انتظاری نه سخت گیرانه بلگه ایرادگیرانه هست.

اپیزود از ابتدا هدفش و ماموریتش را مشخص میکند. نمایش تیتراژ و تم کلاسیک سریال هم خوب و هم قابل پیش بینی بود، اما وقتی که اپیزود با کلارا آغاز شد شاید بسیاری از بینندگان را نگران این کرد که تمرکز داستان روی کلارایی خواهد بود که موفات بیش از حد فصل هفتم به کاراکترش علاقه نشان داده بود. اما این نگرانی زیاد طول نکشید با معرفی بازیگران در سکانسی که دکتر یازدهم به شکلی مضحک از تاردیس آویزان شده و با وارد شدن یونیت و آغاز چالش داستانی، اپیزود به سرعت ریتم و ضربآهنگ مناسبی گرفت تا به هدف اصلی وجودش زودتر برسد.
دکتر جنگ، ایدهای که حاصل حاضر نشدن اکلستون برای بازگشت به سریال و پیشنهاد اتفاقی همکار موفات برای خلق دکتری که کسی او را ندیده است، از عناصر عالی این اپیزود بود. دکتری که بر خلاف سایر دکترها تنها یک اپیزود عمر کرد اما یکی از بزرگترین چالش های اخلاقی دکتر یعنی انتخاب بین نابودی همزمان گلفری و دالک ها برای نجات دنیا را به دوش می کشید. بازی استادانه و تحسین برانگیز جان هارت و شخصیتپردازی خوب موفات که در همان زمان کم، به سرعت او را با یکایک دکترهای پیشین متمایز کرد و هویتی منحصر به فرد به او بخشید، توامان موفقیتی بود برای خلق دکتری به یاد ماندنی.
سلاح بلعنده ی کهکشان هم که همراه با باطن خودش (با بازی بیلی پایپر) مکمل جان هارت در اپیزود بود ایده جالب و درخور توجهی بود و البته استفادهی درستی از بیلی پایپر و یادبودی از رز تایلر که اپیزود و داستانهای پیشین را هم خراب نکند. یک سلاح کشتار جمعی که فرد استفاده کننده را قضاوت می کند، البته با تکنولوژی تایم لرد و امکان نشان دادن آینده و عبور از قفل های زمانی و مکانی، خود میتوانست ایدهی یک اپیزود مستقل دکترهو باشد که اینجا به یکی از عناصر فراوان داستان بدل شده است.
موفات که پیش از دکترهو در سریال طنز کاپلینگ نشان داد بود راه خندادن مخاطب را به خوبی بلد است و اقلاً کمدی موقعیت و فرم را خوب درک میکند، در دکترهو کمتر موقعیت هایی ایجاد کرده بود که مخاطب را به خنده وا می داشت. البته کمابیش طنزهای پنهان و آشکاری در دیالوگ ها یا موقعیت ها یافت میشد ولی نه تاحدی که بگوییم موفات قصد خنداندن مخاطب را داشت. ولی در این اپیزود چند موقعیت و شوخی جالب ایجاد کرده بود شاید شود گفت از موفقترین شوخیهای دکترهو بودهاند. شوخیهایی از قبیل به اصطلاح موقعیت “تایمی-وایمی” که دکتر دهم و یازدهم و جنگ درکنار هم قرار داشتند، یا شوخی دکتر یازدهم در مورد کیسهی زهر روی زبان زایگان ها خطاب به دکتر دهم،یا موقعیتی که سه دکتر درحال ستایش باهوشی خود که پشت یک در باز زندانی اند و درگیر پیدا کردن راه حل برای باز کردن در، و …
استیون موفات گاهی برای اپیزودهای بیشتر از معمول چهل و پنج دقیقه در دکتر هو مدیریت زمان مناسبی از خود نشان نداده، برخلاف سریال شرلوک که دارای اپیزودهای بلند یک و نیم ساعته است. اما کنترل زمان این اپیزود شلوغ و سخت ساز در حدود یک ساعت و پانزده دقیقه خوب بود. در تدوین و کارگردانی هم ایراد خاصی مشاهده نمی شد، با وجود اینکه چالش تدوین این اپیزود نسبتاً سخت به نظر می رسید.

ایراد های کوچک و پراکنده ای می توان در “روز دکتر” مشاهده کرد که تاثیر منفی محسوسی روی اپیزود نداشتند. مثل قضیه شکسته شدن مجسمهها توسط زایگان ها که پنهان ماندن زایگان ها در زیر ملافه ها و عدم توجه کارکنان یه سازمان علمی به پودر سنگ در اتاقی که مجسمه نگه داشته می شمود کمی غیرمنطقی به نظر می رسید. نگهبان برج هم که به مدت ده سال هرروز حافظه اش پاک می شد و فکر می کرد روز اول کاری اش هست از چند لحاظ ایراد داشت و حتی همین داشتن تکنولوژی دستکاری حافظه در این سطح. البته این موضوع پیش زمینه بود برای حل مشکل زایگان ها و انسان ها توسط دکترها با دستکاری حافظه که می توانست طور دیگری صورت بگیرد. کاراکتر ملکه هم دارای شجاعت و توانایی و درایت بسیار بزرگنمایی شده بود. البته می توان این موضوع با تحقیرهای ملکه توسط دکتر دهم خنثی شد و البته درکل برای یک سریال بریتاینایی که به قسمتی از فرهنگ معاصر مردمش بدل شده ایرادی محسوب نمی شود.
استیون موفات در ده فصل نویسندگی و شش فصل شورانری سریال دکتر هو نشان داده بیشتر در جاهایی موفق هست که ایدهای را به مدت طولانی حتی چندین سال در ذهن خورد پرورش دهد و در موقعیت مناسب به اجرا در آورد. مثل ایده ی فصل ۵-۶ و یا ایده های تک اپیزودهای خوبی مثل “هون سنت” و “اکسترمیس” و “بلینک”. اما این اپیزود پنجاه سالگی جزد معدود کارهای موفات بود که بدون داشتن ایده ی قدیمی و پرورانده شده به موفقیت خوبی برای او و سریال تبدیل شد که رضایت مخاطبین را نیز همراه داشت.
نقد از علیرضا تیزرو
کپیرایت © ۲۰۱۷ هووین
هرگونه کپیبرداری بدون ذکر منبع مجاز نمیباشد
نوشته نقد اپیزود «The Day of the Doctor» اولین بار در هووین-مرجع فارسیزبان دکترهو. پدیدار شد.









